أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

258

تجارب الأمم ( فارسى )

گزارش پيشامدهائى كه به بر كنارى على بن عيسى و گماردن ابو على بن مقله [ 1 ] به وزيرى انجاميد چون على بن عيسى [ 2 ] در هم ريختگى كارگزاريها و كمبود برداشتها و افزايش هزينه‌ها را كه از روزگار وزيرى خاقانى و خصيبى مانده بود مىديد ، و با افزايش حقوق پيادگان بازگشته از جنگ قرمطى در « انبار » رو برو شد ، كه غير از هزينه‌هاى بسيار ديگر به دويست و چهل هزار دينار در سال مىرسيد ، در مانده شد . او از يك سو ناتوانى سپاه سلطان را در برابر قرمطى مىديد و از سوى ديگر ناخرسندى نصر پرده‌دار را از خود به سبب دوستى مونس [ 3 ] با او مىدانست ، پس به نزد مقتدر رفته * استعفا نمود ، ولى او دستور شكيبائى داده گفت : تو براى من به جاى [ پدرم ] معتضد بالله هستى ، من به گردن تو حق بسيار دارم ، ولى او پيگيرى كرد ، تا مقتدر با مونس مظفر رايزنى كرده گفت : نام سه تن به من داده شده است . [ الف ] فضل بن جعفر بن « حنزابه » كه مونس به سبب كشتارى [ 4 ] كه از خاندان فرات شده است ، به وى راى نداد . [ ب ] ابو على بن مقله نيز براى جوانيش ، كه براى وزيرى جز يك پير دانا نشايد . [ ج ] محمد بن خلف [ نيرمانى ] كه مونس به سبب بىسوادى او كه نام خود نمىتواند بنويسد و بىباكى به او نيز رأى نداد . او گفت : با على بن عيسى مدارا كن ! پس مونس از على

--> [ = ] وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ مىخواهيم بينوايان را وارث حكومت سازيم . قرآن : 28 : 5 » . مردم بغداد خشنود و مطمئن شدند . [ ( 1 - ) ] مقله ، نام يك مادر از اين خانواده بود ، كه در كودكى پدرش او را مىرقصانيد و مىگفت : اى مقلهء پدر ! ( معجم الادباء 3 : 150 / مأمون 9 : 28 ) . [ ( 2 - ) ] ن . ك وزراء 316 - 314 . [ ( 3 - ) ] M : دشمنى نصر با مونس و على بن عيسى ، مىتواند چشم هم چشمى در پايگاه دولتى باشد و مىتواند از سنىگرى نصر و نيمه گنوسيست بودن مونس و على بن عيسى باشد كه او را متهم به همكارى با قرمطيان مىكند ( خ 5 : 308 ) . نصر كه خود به حلاج گنوسيست گرويده بود ( خ 5 : 154 - 155 ) پس از محكوم شدن حلاج مىخواهد اين پيشينهء خود را بزدايد و دربارهء گنوسيست‌ها سختگيرى مىكند . [ ( 4 - ) ] M : ن . ك ( خ 5 : 235 ) .